به قلم من

  • 5223
  • 399 مرتبه
  • چهار شنبه 23 شهریور 1401

نیازش رو ببین

نیازش رو ببین

آدما با درک نکردن نیازهای همدیگه است که دچار چالش میشن.

اصولا تو چالش ها هم خبری از اعصاب آروم نیست و کلا روز آدم خراب میشه.

حتی اگه در ظاهر اونی که تسلط پیدا کرد و حرفش به کرسی نشست، تو باشی.

البته به اعتقاد من تو دایره خانواده جایی برای میدان جنگ و حرف رو به کرسی نشوندن وجود نداره.

تو دایره خانواده جای محبت و همدلی و درکه.

و اگه تو بتونی چالش خانواده رو رفع کنی، همه روز آرومی خواهند داشت و تو اون آدمی هستی که از همشون آروم تری.

خلاصه امروز نزدیک بود با یه عدم درک، روزم رو خراب کنم.

محمدطاها بعد از بیدار شدن از خواب نیازهای مختلفی داشت که خب حق میدم بهش بخواد بهانه گیری کنه و حتی لجبازی!

چیزی که من میدیدم یه پسر دوساله ای بود که خوابش هنوز کامل نشده بود، گرسنه ش بود وبغل مامانش رو میخواست.

سخت بود ولی آرومشمو حفظ کردم چون هر کاری میکردم بازم گریه میکرد.

حاضر نمیشد غذا بخوره....

حاضر نمیشد بخوابه....

حاضر نمیشد بیاد تو بغلم....

و فقط گریه میکرد....

شاید نیم ساعت طول کشید.

 

اولین کاری که کردم بهش این اطمینان رو دادم که هستم کنارش و هر وقت بخواد میتونه بیاد بغلم. بهش گفتم من میرم و هر وقت خواست میتونه بیاد پیشم چون اصلا باهام نمیومد و حضورمم باعث میشد بدتر کنه.

رفتم و محمدطاها هم ساکت شد و بعد از 10 دقیقع اومد پیشم و بعدش یه بازی پرهیجان و خنده دار کردیم.

فایل های پیوست

اخبار مرتبط
نظرات

قوانین ارسال نظر

  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.